Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 21370
تاریخ انتشار : 20 دی 1391 10:7
تعداد بازدید : 1552

ارتباطات میان فرهنگی در دهه‎های نخست اسلامی

حجت الاسلام دکتر محسن الویری در مقاله "ارتباطات میان فرهنگی در دهه‎های نخست اسلامی" ارتباطات میان فرهنگی را در سیره و دهه های اول اسلامی مورد بررسی قرار داده است

حجت الاسلام دکتر محسن الویری در مقاله "ارتباطات میان فرهنگی در دهه‎های نخست اسلامی" ارتباطات میان فرهنگی را در سیره و دهه های اول اسلامی مورد بررسی قرار داده است.

وقتی پیامبر پس از تحمل سیزده سال سختی های بسیار در مکه در سال اول هجری برابر با 622 میلادی راهی، دین و یثرب شهری در حدود 500 کیلومتری شمال مکه شد و توانست به کمک مردم آن شهر حکومت جدیدی را پایه‎گذاری نماید[2]بلافاصله به فکر گسترش مرزهای جغرافیای دولت کوچک خود پرداخت و ظرف مدت پنج سال در حالی که اصلی‎ترین دشمن خود یعنی قریش مکه را پیش روی داشت ، با بسیاری از قبائل اطراف مدینه پیمان دوستی بست. این اقدام می‎توانست نشانه‎ای از این باشد که این دین قرار نیست در محدوده‎ای کوچک متوقف بماند. آنچه از سنت و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در منابع تاریخی نقل شده است ، نیز نشانه‎هایی آشکار از نگاه جهانی آن حضرت دارد . به عنوان نمونه می‎توان به چند حادثه اشاره کرد : پیامبر پس از صلح حدیبیه ( 6هـ . / 626م. ) که نقطه پایانی بحرانهای داخلی حکومت نوپای مدینه بود ـ گرچه به صورت موقت ـ بی‎درنگ با ارسال نامه به سران قدرتهای بزرگ جهانی آن روزگار، محدود نبودن دین اسلام به داخل مرزهای شبه‎جزیره عربستان را نشان داد . همچنین آن حضرت پس از گسترش قلمرو جغرافیایی حکومت مدینه و استقرار اقتدار مدینه بر سراسر شبه‎جزیره عربستان با اعزام سپاه به مرزهای روم در سریه موته[3]و غزوه تبوک[4]جهت‎گیری دین اسلام را برای گسترش آ‌فاق مخاطبان خود رقم زد و بدینسان بذر فتوحات در دوره‎های پس از رحلت شریفش را افشاند.

این اقدام پیامبر با مفاد آیات زیادی از قرآن کریم همخوانی دارد . آن دسته از آیات که به صراحت یا به صورت غیرمستقیم از جهانی بودن رسالت پیامبر و محدود نبودن آن به مصر و عصر مشخصی سخن گفته‎است و نگاه جهانی دین را حکایت کرده است . به عنوان نمونه به این آیات می‎توان اشاره کرد :

ـ قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعا الذی له ملک السموات و الارض [5]

بگو ای مردمان ، من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم ، خدایی که پادشاهی آسمان و زمین از اوست .

ـ و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین [6]

و ما ترا نفرستادیم ، مگر رحمتی برای همه جهانیان

ـ تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا [7]

کسی که فرقان را بر بنده‎اش فروفرستاد تا بیم دهنده همه جهانیان باشد .

ـ و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نذیرا و لکن اکثر الناس لایعلمون [8]

و ما ترا نفرستادیم مگر بشارت دهنده و بیم دهنده همه مردم [9] ولی بسیاری از مردم نمی‎دانند .

همچنین تمامی مواردی که آیات قرآن با خطاب عام یا ایها الناس ( ای همه مردم ) آغاز می‎شود می‎تواند شاهدی بر جهانی بودن پیام قرآن باشد [10]افزون بر این همه ،‌ برپایه اعتقادات مسلمانان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم خاتم انبیاست [11] و لازمه اعتقاد به خاتمیت دین اسلام نیز اعتقاد به جهانی بودن این دین است ، زیرا اگر قرار باشد از این پس هیچ پیامبری مبعوث نشود ، دین اسلام باید قابلیت پاسخگویی به نیازهای همه انسانها را در همه زمانها و همه مکانها داشته باشد ، یعنی باید دین اسلام هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی فراگستر و جهانی باشد تا نیاز همیشگی بشر به هدایت آسمانی را برآورده سازد . [12]

با توجه به آنچه گذشت ، به روشنی می‎توان دریافت که دین در هیچ جنبه‎ای بومی ، محلی و موقت نیست بلکه سمت و سوی جهانی دارد . بر پایه چنین اعتقادی مسلمانان که در عهد حیات پیامبر تا مرزهای ایران و روم پیش رفته بودند ، بعد از مرگ پیامبر این مسیر را ادامه دادند و بر خلاف عموم مورخان که فتوحات را از ابتکارات خلیفه اول و دوم می‎دانند ، فتوحات ادامه روند طبیعی حرکتی بود که پیامبر خود آغاز کرده بود .

نشانه‎ها و دلائل جهانی بودن دین اسلام :

1. سنت پیامبر

2. محتوای آیات قرآنی

3. اعتقاد به خاتمیت

4. تجربه تاریخی: حرکت اعراب مسلمان به سمت ایران و روم ( فتوحات )

انگیزه پیامبر و مسلمانان اولیه از این فتوحات کشورگشایی نبود. بلکه انجام یک وظیفه دینی به نام جهاد بود که هدف فراهم آوردن امکان دسترسی همه بشریت به پیام آسمانی و نجات‎بخش دین خاتم را تعقیب می‎کرد . این موضوع به صراحت در احکام خلیفه اول برای فرماندهان مسلمان بیان شده است .[13]جهاد تنها یک اقدام نظامی و جنگی نیست ، بلکه تلاشی است برای ایجاد فضایی مناسب که در آن پیام اسلام به همه برسد که برای دستیابی به این

هدف مسلمانان آمادگی هر نوع فداکاری و نثار جان و مال خود را دارند و شهید کسی است که جان خود را در مسیر جهاد اهداء می‎کند . بنابراین برای تحلیل فتوحات اولیه بیش از آن که ما نیازمند یک تحلیل نظامی باشیم ، نیازمند یک دیدگاه و چارچوب نظری در باره ارتباطات میان‎فرهنگی[14] هستیم .

در این زمینه کتاب توماس آرنولد با عنوان “ The Preaching of Islam: A History of the Propagation of The Muslim Faith “ می‎تواند بخوبی ما را کمک کند . [15]همچنین تحلیلی دقیق در این زمینه را می‎توان در کتاب ابوالفضل عزتی با نام “ An introduction to the history of The Spread of Islam “ یافت . [16]

اعراب مسلمان به حکم مجموعه شرایط تاریخی و اقلیمی خود، برای انجام وظیفه دینی جهاد و پراکندن پیام اسلام به دیگر سرزمینها به عنوان یک ارتباط میان‎فرهنگی با موانع جدی ارتباطی روبرو بودند .[17]

مهمترین این موانع را می‎توان در چهار دسته به شرح زیر بیان کرد:

الف ـ پائین بودن سطح فرهنگی و تمدنی ـ سطح تمدنی اعراب پیش از گرویدن به دین اسلام در مقایسه با سطح تمدن کشورهایی چون ایران و روم سطحی نازل بود. مورخان بر این باورند که با وجود مرابطاتی که این اعراب با سرزمینهای ایران و روم از طریق تجارت داشتند ، آشنائی آنها با یافته‎ها و دستاوردهای تمدنی آنها و بهره‎مندی از آن بسیار نبود [18]. حتی اگر بپذیریم که تشکیل نهادی مردمی و دمکراتیک به نام دارالندوه [19]از رومیها اقتباس شده بود .

نظام قبیلگی، بت‎پرستی، فساد، فحشاء، خوردن غذاهای آلوده، دروغگویی، ظلم، بدرفتاری با زنان از جمله نشانه‎های سطح نازل فرهنگی و تمدنی اعراب بود. اعراب پیش از اسلام هیچ دستاورد تمدنی جز شعر آن هم با محتوای نازل نداشتند. امیر المؤمنین علی علیه السلام در یکی از سخنان خود این مردم را چنین وصف کرده است :” ان الله بعث محمدا نذیرا للعالمین و امینا علی التنزیل و انتم معشر العرب علی شر دین و فی شر دار منیخون بین حجاره خشن و حیات صم تشربون الکدر و تأکلون الجشب و تسفکون دماءکم و تقطعوا ارحامکم و الاصنام فیکم منصوبه و الآثام بکم معصوبه ” [20]

” همانا خداوند محمد را هشدار دهنده‎ای برای عالمیان و امانتدار وحی برانگیخت در حالی که شما عربها بر بدترین دین بودید و در بدترین منزلگاهها بین سنگهای سخت و مارهای گنگ می‎زیستید ، آب آلوده می‎نوشیدید و غذای ناگوار می‎خوردید و خون خویشان خود می‎ریختید و پیوندهای خویشاوندی می‎گسستید و بتها در میان شما برافراشته بود وگناهان شما را به خود بسته بود . ”

همچنین وقتی مسلمانان به حبشه هجرت کردند جعفر بن ابی‎طالب نزد نجاشی پادشاه حبشه چنین گفت:” ایها الملک کنا قوما اهل جاهلیه نعبد الاصنام و نأکل المیته نأتی الفواحش و نقطع الارحام ، نسیء الجوار و یأکل القوی منا الضعیف فکنا علی ذلک حتی بعث الله الینا رسولا منا ” [21]

” پادشاها، ما مردمان اهل جاهلیت بودیم، بت می‎پرستیدیم، مردار می‎خوردیم، کارهای ناپسند انجام می‎دادیم، پیوندهای خویشاوندی می‎گسستیم، به همسایگان بدی می‎کردیم و توانمندان ما ( حق ) ضعیفان را می‎خوردند، اینچنین بودیم تا این که خداوند پیامبری را از میان خودمان به سوی ما برانگیخت”

ب ـ احساس خودکمتر‎بینی فرهنگی ـ قرائنی بسیار حکایت از این می‎کند که اعراب پیش از گرویدن به اسلام نوعی احساس خودکمتربینی فرهنگی نیز نسبت به سرزمینهای متمدن آن روزگار به ویژه نسبت به ایرانیها داشتند . اعراب همواره به جنبه‎های فرهنگی ایرانیان و رومیها به دیده اعتنا می‎نگریستند و مشابه‎سازی زندگی خود با آنها را یک ارزش می‎شمردند و به گونه‎ای نگاهی الگویی به آنها داشتند و می‎کوشیدند خود را از نظر روش زندگی فردی و اجتماعی و فرهنگی به گونه آنها درآورند . این احساس و واقعیت سبب شد که در عصر فتوحات ، خلیفه دوم از هراس تغییر هنجارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه نوپای مدینه مانع حضور غیر عربها در شهر مدینه شود و نیز از استقرار یاران پیامبر در سرزمینهای تازه فتح شده ممانعت به عمل آورد .[22] با وجود این سیاست عمر بن خطاب ، پاره‎ای ایرانیان در مدینه ساکن شدند و به دنبال آن تحولاتی فرهنگی در مدینه اتفاق افتاد . نمونه‎هایی جالب از این هنجارشکنی‎های ناشی از ارتباطات میان‎فرهنگی در عصر خلیفه سوم گزارش شده است .[23]این احساس تا حدود دو قرن با اعراب همراه بود تا آنجا که دستگاه خلافت عباسی در تقلید از آیین‎ حکومتداری ایرانیان تا آنجا پیش رفت که مستشرقان یکی از منابع بررسی حکومت

ساسانیان ـ آخرین حکومت ایرانی پیش از اسلام ـ را بررسی دستگاه خلافت عباسی شمرده‎اند. در سده نخستین خلافت عباسی، خلفای عباسی آموزش فرهنگ و آداب دیگر تمدنها به ویژه ایرانی را از معلمان فرزندان خود می‎خواستند .

ج ـ ناهمزبانی ـ داشتن زبان مشترک یکی از عوامل مهم تسهیل و تسریع ارتباطات میان‎فرهنگی است و و فقدان آن نیز از موانع بسیار جدی ارتباطی به شمار می‎رود . [24]مشکل دیگری که اعراب مسلمان برای ایجاد ارتباط فرهنگی با دیگر اقوام داشتند ، تکلم به زبان عربی بود . اعراب به زبانی که زبان عربی نامیده می‎شود تکلم می‎کردند و حتی اگر افرادی معدود با زبان فارسی آشنا بودند ـ مانند نضر بن حارث ـ زبان رایج محاوره بین اکثریت اعراب همان زبان عربی بود و آنها با زبان ایرانیها و رومیها آشنائی نداشتند . یعنی صرف‎نظر از چند استثناء و صرف‎نظر از محدوده‎ای کوچک این اعراب مشکلی جدی در ایجاد ارتباط با دیگران داشتند . تعبیر زبان عجمی که در قرآن نیز به آن اشاره شده به معنای زبان غیرفصیح و غیرقابل فهم است که بر هر زبان غیرعربی اطلاق می‎شده است . [25]این اصطلاح نشان می‎دهد که اعراب در آن روزگار هر زبان غیرعربی را غیرقابل درک و فهم نیز می‎دانستند . مسلمانان در عصر فتوحات ، حتی برای ارتباطات اولیه خود از مترجم استفاده می‎کردند.[26] تغییر تلفظ نام شهرهای ایران و عجز اعراب مسلمان از تلفظ درست نام آنها که نشانه‎های تا این زمان نیز باقی است از جلوه‎های این ناهمزبانی است . دیوانهای خراج و مالیات نیز تا نیمه دوم قرن اول هجری همچنان به زبان فارسی بود و در عهد عبدالملک بن مروان به زبان عربی ترجمه شد . [27]

د ـ دشواری درک و انتقال پیام یک دین جدید ـ دشواری ارتباطی چهارم فراروی مسلمانان دشواریهای طبیعی ناشی از درک و انتقال یک دین جدید بود . دین اسلام که بر اعراب نازل شد گرچه به زبان عربی بود ؛ اما ساختار ، محتوا و پیام ، و نمادها و قالبهای خاص خود را همراه داشت . مدت زمانی گذشت که اعراب با این نمادها ،‌ قالبها و پیام جدید مأنوس شدند . مفسران و صاحب‎نظران معتقدند که یکی از عوامل و شاید مهمترین عامل نزول تدریجی قرآن طی بیست و سه سال زمینه‎سازی برای انس تدریجی مردم با محتوای این دین آسمانی بوده است . به این ترتیب اعرابی که خود طی بیست و سه سال طول کشیده بود که با پیام آسمانی اسلام انس بگیرند ، حال وظیفه داشتند این پیام را به دیگر سرزمینها نیز برسانند و طبیعی می‎نمود در این راه مشکلاتی داشته باشند .

این عوامل موانعی جدی در مسیر ارتباط میان‎فرهنگی مسلمانان با ساکنان دیگر سرزمینها پدید آورد .

موانع ارتباط میان فرهنگی مسلمانان:

· پایین بودن سطح فرهنگی اعراب پیش از گرویدن به اسلام

· احساس خودکمتر بینی فرهنگی

· اختلاف زبانی

· دشواری درک و انتقال پیام یک دین جدید

فرستنده : اعراب مسلمان

گیرنده :

مردم

سرزمینهای متمدن

متمدن

مدل فوق وضعیت این پیام‎رسانان را در آغاز انتقال پیام روشن می‎سازد . یعنی اگر حالت مطلوب انتقال پیام از سوی فرستنده ( اعراب مسلمان ) به دریافت کنندگان پیام ( که در اینجا تنها مخاطبان ساکن در سرزمینهای تازه فتح شده مورد نظر ماست ) عدد یک باشد با توجه به موانع ارتباطی فوق به ویژه مانع ناهمزبانی انتظار می‎رفت پیام انتقال یافته به صفر نزدیک باشد .

اما چند دهه بعد با وجود این موانع جدی ارتباطی شاهد یک ارتباط کامل میان‎فرهنگی میان مسلمانان و ساکنان سرزمینهای تازه فتح شده هستیم . در اواخر قرن اول هجری ، بخش عمده ایران و روم به اسلام گرویده‎ بودند و با دل و جان ( به ویژه ایرانیان ) به اندیشه‎ها و رفتارهای دینی پایبندی نشان می‎دادند و برای نشر اسلام می‎کوشیدند و زبان عربی زبان رسمی اداری و علمی قلمروی گسترده حکومت اسلامی شده بود .

به استناد واقعیات غیرقابل انکار تاریخی ، به رغم همه مشکلات و موانع ارتباطی ، ارتباط بسیار کارآمدی بین حاملان وحی و مخاطبان غیر عرب آنها پدید آمد که راه انتقال فرهنگ و آموزه‎های جدید دینی را هموار کرد.

در مدل زیر می‎توان تصویری از میزان موفقیت مسلمانان در ایجاد چنین ارتباطی را برداشت کرد :

فرستنده :

اعراب مسلمان

گیرنده :

مردم سرزمین های متمدن

یعنی بعد از چند دهه میزان پیام دریافت شده نسبت به پیام ارسالی نزدیک به عدد یک بوده است :

اکنون پرسش اینجاست که اعراب مسلمان از کدام ابزارها ، روشها و نمادهای ارتباطی بهره جستند تا بدین کامیابی دست یافتند؟

برای پاسخ به این پرسش می‎توان از نظریه‎های مختلفی استفاده کرد . یکی از نظریه‎های موجود در این زمینه ، تقسیم‎بندی ارتباطات به دو گونه ارتباطات کلامی و غیرکلامی[28] است .

هر کدام از این دو نوع ارتباط را می‎توان به دو دسته ارتباطات عمدی و غیر عمدی ، آگاهانه و ناخودآگاه تقسیم کرد .

وقتی به نخستین صحنه‎های فتوحات می‎نگریم درمی‎یابیم که نخستین گونه انتقال پیام در این دوره ارتباطات غیر کلامی بوده است . رفتار مسلمانان و آوازه آنها از نظر ساده‎زیستی و شجاعت جذب کننده ایرانیها و رومیها به سمت آنها بود و مسلمانان در شرایطی که هنوز خود را برای انتقال پیام دین به ویژه در میان توده‎ها آماده نساخته بودند به صورت ناخودآگاه و غیر عمدی به انتقال پیام دین پرداختند و سپس در مرحله بعد به ایجاد ارتباط کلامی پرداختند .

اینک به ذکر چند نمونه می‎پردازیم [29] :

وقتی مسلمانان به جهاد فتح شام مشغول بودند و دمشق را در محاصره داشتند هر چه می‎یافتند در اختیار فرماندهان و متولیان تقسیم غنائم قرار می‎دادند تا بعدها طبق ضوابط فقه اسلامی بین آنها تقسیم شود . این مسلمانان گاه غنائمی کم‎ارزش مانند بقچه‎ای پشم یا کرک با خود می‎آوردند . وقتی این خبر به بطریق دمشق رسید از امانتداری و عدل و خوش‎رفتاری مسلمانان حیرت‎زده شد و خطاب به دیگر بطارقه روم گفت آیا امانتداری و پاکدامنی آنان را نمی‎بینید آنها حتی در اشیای کم‎بهاء نیز می‎خواهند سهم دیگران را پرداخت نمایند و آنچه را که حق آنها نیست از آن خود نسازند . دیگر بطارقه رو به او کردند و گفتند : آری آنان عابدان و راهبان شب و روزه‎داران روز هستند ، اگر حتی فرمانده آنها سرقت کند دستان او را قطع می‎کنند و اگر یکی از آنان زنا کند او را سنگسار می‎کنند . بطریق بزرگ گفت : آری این نکات را من نیز شنیده‎ام ، و سوگند به خدا درون زمین برای من بهتر از روی آن است زیرا من دریافته‎ام که یارای مقابله با آنان را ندارم و در جنگ با آنها خیری برای من نیست و اگر ترس از پادشاه نبود همانا از آنها درخواست صلح می‎کردم و به دین آنها وارد می‎شدم.[30]

و وقتی در یکی از نبردها رومیها نماینده‎ای به سوی فرمانده مسلمانان یعنی ابوعبیده فرستادند ، وی وقتی وارد سپاه مسلمانان شد به چهره‎های مسلمانان می‎نگریست ولی ابوعبیده را در میان آنها نیافت ، زیرا فردی که لباس امیران بر تن کرده باشد و یا در مکان مخصوصی نشسته باشد یا هیأت و هیبت خاصی داشته باشد ندید ، مدتی متحیر ماند سپس از اعراب پرسید فرمانده شما کیست ؟ و باو پاسخ دادند آن کسی که مقابل تو نشسته است . وی بعد از اطمینان از اینکه او همان فرمانده است با حیرت پرسید : چرا اینگونه بر زمین نشسته‎ای و ابوعبیده جواب داد برای تواضع نسبت به پروردگار .[31]

و وقتی شهر حمص [32]از دست رومی ها بیرون رفت بطارقه آنجا در انطاکیه با قیصر روم ملاقات کردند . قیصر که از سقوط حمص سخت اندوهگین بود از آنها پرسید آیا مگر نه اینکه آنها نیز مانند شما بشر هستند پاسخ دادند :‌چرا . پرسید تعداد شما بیشتر بود یا آنها ؟ پاسخ دادند : تعداد ما چندین برابر آنها بود . قیصر پرسید پس چرا از مقابل آنها گریختید . بطارقه ساکت شدند و هیچ نگفتند. پیرمردی بر خاست و چنین گفت : این عربها مردمان صالح هستند و ما مردمانی فاسد ، ما دروغ می‎گوییم و آنها دروغ نمی‎گویند ... آنها روزها روزه می‎دارند و شبها به نماز برمی‎خیزند ، به عهد خویش وفادارند و امر به معروف و نهی از منکر می‎کنند و ما پادشاها به مردم ستم می‎کنیم و پیمان می‎شکنیم و شراب می‎نوشیم و مرتکب حرام می‎شویم و گناه می‎کنیم و در زمین فساد می‎ورزیم و به آنچه ناخشنودی خدا در آن است امر می‎کنیم و از آنچه خشنودی خدا در آن است نهی می‎کنیم . [33]و در جایی دیگر فرمانده رومیها از نهراسیدن اعراب از مرگ سخن گفته است . [34]

و در صحنه‎ای دیگر وقتی نماینده رومیها به نزد مسلمانان آمد و هنگام نماز مغرب فرا رسید با اینکه فرمانده مسلمانان از او خواسته بود به نزد سپاهیان خود بازگردد وی نزد مسلمانان باقی ماند و به آنها می‎نگریست که چگونه نماز می‎گذارند و دعا می‎خوانند و استغفار می‎کنند و به درگاه خدا استغاثه می‎کنند و از رفتار مسلمانان حیرت زده شد وی سپس پرسشهایی در باره دین اسلام کرد و تحت تأثیر عبادت مسلمانان خود نیز مسلمان شد .[35]همچنین هنگامی که خالد بن ولید [36]به معرفی دین خود برای رومیان پرداخت گفت که سپاس خدایی را که امیر ما را فردی چون خود ما قرار داد و اگر گمان برد که براستی مالک و پادشاه ماست هر آینه او را عزل خواهیم کرد و ما گمان نمی‎بریم که او بر ما برتری دارد مگر این که در تقوی و کارهای نیک بر ما برتری داشته باشد و سپاس خدایی را که ما را به امر به معروف و نهی از منکر و اعتراف به گناه و استغفار از خدا و عبادت او و پرهیز از شرک واداشت و فرمانده رومیان از این سخنان در تعجب شد . [37]همچنین وقتی هرمزان فرمانده ایرانی را به مدینه آوردند وی از سادگی عمر سخت شگفت شد [38] و همو وقتی گنجینه به غنیمت رفته خود را سالم به نزد وی در مدینه آوردند به پاکدامنی فردی که آن را یافته بود اعتراف کرد .[39] وقتی مسلمانان شوشتر را در جنوب ایران محاصره کرده بودند ، برخی از مردم این شهر تحت

تأثیر آنچه از خلق وخوی مسلمانان شنیده بودند شهر را ترک کردند و با گرویدن به اسلام ابوموسی اشعری ـ فرمانده مسلمانان را در تسخیر شهر مدد رساندند .[40]

در تمام این نمونه‎ها ما به این نتیجه می‎رسیم که ارتباطات غیرکلامی مانند تقوی و پاکدامنی مسلمانان ، خوشرفتاری آنها ، عبادت خالصانه خدای یگانه ، و مانند آن بسیار مؤثرتر از ارتباط کلامی برای تبلیغ اسلام بوده است . یعنی مسلمانان پیش از آن که بتوانند از ارتباطات کلامی بهره گیرند ، در انتقال آموزه‎های وحی کامیابیهایی داشته‎اند .

جمع‎بندی و نتیجه‎گیری

به استناد نمونه‎هایی که ذکر شد می‎بینیم که این نوع ارتباط نخست در حیطه روابط شخصی محدود بود یعنی روحیات غیرمسلمانان را تحت تأثیر قرار می‎داد و آنها را به اسلام جذب می‎کرد . و طبیعی بود که در گام بعد ، نومسلمانان در پی فراگیری معلوماتی پیرامون اندیشه‎ها و رفتارهای دینی بودند و از همینجا ارتباطات کلامی آغاز می‎شد . این مرحله نوین ارتباطی را می‎توان حیطه آموزشی نامید . یعنی اگر در مرحله نخست ارتباطات ، یعنی حیطه روحیات ، نیاز چندانی به زبان عربی نبود ، در مرحله دوم به دلیل ورود به حیطه آموزشی نیاز به زبان عربی رخ نمود اما کاربرد آن محدود به سطح آموزشهای شخصی مانند چگونگی نمازخواندن بود . در مرحله سوم که مسائل سیاسی و اجتماعی اهمیت بیشتر می‎یافت ، نیاز به استفاده از زبان عربی نیز عمومی‎تر شد و به همین دلیل زبان عربی تنها در ربع آخر قرن اول به عنوان زبان رسمی اعلام شد . [41]

و اکنون این موضوع باید مورد بررسی قرار گیرد که این توان ارتباطی که حتی مشکل ناهمزبانی را نیز حل کرد از کجا به دست آمده بود ؟ چنین به نظر می‎رسد که دین اسلام با توصیه‎هایی مبنی بر همراهی همیشگی ایمان با عمل صالح و اندیشه با رفتار این قابلیت را ایجاد کرده بود . در قرآن در بسیاری موارد ایمان وعمل صالح در کنار یکدیگر مورد تأکید قرار گرفته‎ است و از ایمان آورندگان خواسته شده که اعتقاد و باور خود را با عمل صالح همراه سازند . و به آنها که به این توصیه‎ها عمل کنند وعده داده است که در بهشتی خواهند بود که نهرها در آن جاری است و از میوه‎های آن بهره‎مندند...[42]و پاداش آنها با خداست و نه خوفی بر آنهاست و نه از چیزی اندوهگینند[43]و از حیات طیبه برخوردارند [44] و در بهشت جاودانه خواهند بود و همسرانی پاک خواهند داشت و در سایه‎ای پر داخل خواهند شد[45] و برخوردار از مغفرت و اجر بزرگ خواهند بود[46] و خداوند آنان را به واسطه ایمانشان هدایت خواهد کرد[47] و از

خطاهای آنها چشم‎پوشی خواهد شد و بهتر از اعمال نیکشان پاداش دریافت خواهند کرد [48].

افزون بر این ، با بررسی تاریخ دهه‎های نخستین اسلامی چنین می‎توان برداشت کرد که کارکردهای ارتباطات غیرکلامی در درجه اول جایگزینی ارتباطات کلامی و سپس تکرار و تکمیل ارتباطات کلامی بوده است .

ارتباطات

غیرکلامی کلامی .

حیطه نخست : روحیات

حیطه دوم : آموزشی

حیطه سوم : سیاسی اجتماعی

نمودار شماره 3 ـ حیطه‎های ارتباطات میان‎فرهنگی در دهه‎های نخستین اسلامی

بر اساس آنچه گذشت ، می‎توان نتیجه گرفت که آموزه‎های دینی ( در بررسی موردی ما دین اسلام ) می‎تواند ظرفیت بسیار بالایی برای ارتباطات میان فرهنگی فراهم آورد و این قابلیت با تکیه بر یک تجربه موفق تاریخی امروزه نیز که جهان نیازمند الگویی برای ارتباطات میان فرهنگی است می‎تواند مورد استفاده قرار گیرد . در این الگو ، دین از طریق آن دسته از آموزه‎های خود که در مرحله نخست بر ارتباطات غیرکلامی تکیه می‎کند ابزاری جهانی را برای ارتباطات میان‎فرهنگی پدید می‎آورد .

این سخن که آنچه در دهه‎های نخستین اسلامی گذشت عملاً یک حرکت یکسویه بود که طی آن فرهنگ اسلامی در سرزمینهای تازه فتح شده گسترش یافت و اساساً با تعریف ارتباطات میان‌فرهنگی تطابق ندارد[49] سخنی پذیرفتنی نیست، زیرا در یک سوی ارتباطات میان‎فرهنگی مقطع تاریخی مورد بررسی ما در این مقاله، اعراب مسلمان با دو فرهنگ متفاوت

عربی و آموزه‎های وحیانی قرار داشتند و در سوی دیگر غیرعربها با فرهنگهای قومی خود. و این دو در یک روند دوسویه با یکدیگر دادوستد فرهنگی داشتند. اعراب مسلمان در ارتباطات خود فرهنگ و اندیشه اسلامی را به سرزمینهای تازه فتح شده منتقل ساختند و خود نیز از فرهنگ و آداب این سرزمینها تأثیر عمیق پذیرفتند. اعراب در مقام فرستنده پیام، آموزه‎های وحیانی را که خود موجد آن نبودند، (بلکه پیامبری از میان آنها، آن را از خداوند و به زبان عربی دریافت کرده بود) به مخاطبان غیرعرب منتقل ساختند و خود نیز از فرهنگ و آداب بومی آنها تا آن حد تأثیر پذیرفتند که همانگونه که پیش از این نیز اشاره شد، آداب و تشریفات دستگاه خلافت عربی عباسیان به دلیل الگوبرداری از ایرانیان یکی از منابع بررسی و شناخت حکومت ساسانیان به شمار می‎آید. پس اینگونه نیست که در سده‎های نخستین اسلامی در یک جریان یک‎سویه تنها فرهنگ اسلامی در سرزمینهای تازه فتح شده گسترش یافته باشد، بلکه گسترش دهندگان فرهنگ و پیام اسلام خود نیز از فرهنگ سرزمینهای تازه فتح شده عمیقاً تأثیر پذیرفتند، ولی طبعاً شالوده آموزه‎های وحیانی به دلیل فرابشری بودن از این تأثیرپذیری بدور بود.

یادداشت‎ها

[1] - متن انگلیسی این مقاله در بخش تاریخ بیست و سومین کنفرانس انجمن بین‎المللی تحقیق در ارتباطات و رسانه‎ها ( IAMCR ) در روز 31 تیر ماه 1381 برابر با 22 جولای 2002م. در بارسلون اسپانیا ارائه شده است واینک متن فارسی آن با توجه به تفاوت مخاطبان ، با تغییراتی اندک ارائه می‎شود . تفاوت عمده متن انگلیسی با متن فارسی در دو چیز است : نخست توضیح پیرامون اصطلاحاتی که برای خواننده فارسی زبان دشواری ندارد ، مانند سریه ، غزوه ، و... و دوم تلاش برای این که ارجاعات و استنادات حتی در مسائل تاریخ اسلام ، حتی‎المقدور به منابع انگلیسی باشد .

[2] - این شهر پس از آن مدینه النبی نامیده شد و در دوره‎های بعد به اختصار به این شهر مدینه گفته شد . مدینه امروزه یکی از شهرهای بسیار مهم عربستان است .

[3] - شهری در دشتهای حاصلخیز شرق اردن که به دلیل همین غزوه شهرت یافت.

[4] - شهری در شمال غربی عربستان که اکنون مرکز یکی از امارتهای عربستان است .

[5] - اعراف / 158

[6] - انبیاء / 107

[7] - فرقان / 1

[8] - سبا / 28

[9] - پاره‎ای از مفسران کافه را به معنای مانع و بازدارنده ( از گناهان ) دانسته‎اند .

[10] - مانند : بقره / 21 ؛ بقره / 168 ؛ نساء / 1 ؛ نساء / 170 ؛ نساء / 174 ؛ اعراف / 158 ؛ یونس / 23 ؛‌ یونس / 57 ؛ یونس / 104 ؛ یونس / 108 و ...

[11] - احزاب / 40

[12]-Nasr، chapter 1 ، “ Islam، the last Religion and the primordial Religion- its Universal and Particular Traits”

[13] - ابن اعثم ، ج1 ، ص 81 و 82 و 175

[14] - در اینجا نگارنده در صدد تبیین مفهوم ارتباطات میان‎فرهنگی نیستم ، درصورت نیاز ، ر.ک. Prosser ، pp 335 – 350؛ Wiseman ( 1955 )part 2 ؛ و همچنین : Asante ، part 1 and 2

[15] - این کتاب دوبار با عنوانهای ” تاریخ گسترش اسلام“ و ” علل گسترش اسلام ” به ترتیب از سوی آقایان ابوالفضل عزتی و حبیب‎الله آشوری به زبان فارسی ترجمه شده است .

[16] - کتابی فارسی نیز از همین نویسنده با نام “ ‌مقدمه‎ای بر تاریخ و علل و فلسفه نشر اسلام ” در دست است که ظاهراً ترجمه همان متن انگلیسی است .

[17] - برای بحثی پیرامون موانع کلی ارتباطات مؤثر میان‎فرهنگی ر.ک. Jandt،p.49

[18] - در این باره از جمله می‎توان به مقاله عرب در دائره المعارف اسلامی رجوع کرد .

[19] - گونه‎ای از شورای شهر که از سران تیره‎های قبیله قریش برای مشورت پیرامون مهم تشکیل می‎شد ، ر.ک. Encyclopedia of Islam ، new edition ، V 2، p 128

-[20] نهج البلاغه ، خطبه 26

[21] - ابن هشام ، ج 1 ، ص 359

[22] - طبری ، ج 3، ص 426

[23] - همو ،‌ج 3، ص 427 ـ 429

[24] -Jandt،pp 109 - 130 ، “ Language as a Barrier “

[25] - به عنوان نمونه فصلت / 44و نحل / 103

-[26] استفاده از مترجم آشنا به زبان عربی و رومی ابن اعثم ، ج 1 ، صص 143 ـ 146 و استفاده از مترجم آشنا به زبان عربی و فارسی ، همو ،‌ص 157

[27] - بلاذری ، صص 108 ـ 110

-[28] برای تعریفی از ارتباطات غیرکلامی با رهیافت فرهنگی ، ر.ک. Somovar، chapter 6؛ Jandt، pp 73 - 90

[29] - گزارشهای مربوط به فتوحات را در منابع متعددی می‎توان یافت ، با این همه به دلیل گرایش علمی مخاطبان این مقاله که اغلب دانش‎پژوهان حوزه فرهنگ و ارتباطات هستند و شاید ظرافتها و ژرفکاویهای تاریخی برای آنها جاذبه‎ای نداشته باشد ، تنها به یک منبع ارجاع داده شده است . مرجع برگزیده ما در اکثر ارجاعات ، کتاب الفتوح نوشته ابن اعثم کوفی ( قرن 4هـ ./ 10م.) است که یکی از معتبرترین و پرآوازه‎ترین منابع در این موضوع است.

-[30] ابن اعثم ، ج 1 ، صص 119 ـ 120

- [31] ابن اعثم ، ج 1 ، ص 147

[32] -شهری در سوریه

-[33] ابن اعثم ، ج 1 ، ص 173

-[34] همو ، ج 1 ، ص 184

[35] -همو ، ج 1 ، ص 186

-[36] برای سرگذشت‎نامه مختصراو ر.ک. Encyclopedia of Islam، V 4، p 928

-[37] همو ، ج 1 ، ص 189

-[38] همو ، ج1 ، ص 281

[39] -ابن اعثم ،ج 1 ، ص 283

[40] -بلاذری ، ص 239

[41] -بلاذری ، صص 108 ـ 110

[42] -بقره / 25

[43] -بقره / 62

-[44] نحل / 97

-[45] نساء / 57

-[46] مائده / 9

[47] -یونس / 9

[48] -عنکبوت / 7

-[49] این پرسش پس از ارائه مقاله از سوی یکی از حاضران در نشست مطرح و به همان صورت که در متن آمده، پاسخ داده شد.

فهرست منابع

· قرآن کریم

· آرنولد ،‌ توماس واکر ، تاریخ گسترش اسلام ، ترجمه : ابوالفضل عزتی ، تهران :دانشگاه تهران ، 1358ش.

· آرنولد ، تامس واکر ، علل گسترش اسلام ، ترجمه : حبیب‎الله آشوری ، تهران : سلمان ، ( 1357؟)

· ابن اعثم کوفی ، ابو محمد احمد ( حدود 314 ق. ) ، الفتوح ، 8 ج ، بیروت : دار الکتب العلمیه ، 1406 ق. / 1986م.

· ابن هشام ، محمد ، السیره النبویه ، بیروت : دار احیاء التراث العربیه ، بی‎تا

· البلاذری ، ‌احمد بن یحیی . فتوح البلدان ، ( بخش مربوط به ایران ) .ترجمه : آذرتاش آذرنوش . تهران : بنیاد فرهنگ ایران ، 1346ش.

· شریف رضی ، نهج البلاغه ، ترجمه : سیدجعفر شیهدی ، تهران : شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، چ8 ، 1374ش.

· عزتی ، ابوالفضل ، مقدمه‎ای بر تاریخ و علل و فلسفه نشر اسلام ، تهران : انجمن علمی ـ مذهبی دانشگاه آذر آبادگان ، 1354ش.

· طبری ، ابوجعفر محمد بن جریر ، تاریخ طبری ، بیروت : دار الاعلمی ، بی تا

· Arnold، T.W.( 1984 ) The Preaching of Islam، Renaissance Publishing House.

· Asante ،Molefi Kete؛ Newmark، Eileen، Blake، Cecil A. (Editors)، (1979) ،.Handbook of Intercultural Communication، Sage Publications.

· Ezaaati، A. (1977). An introduction to the history of The spread of Islam، News and Media Ltd، London.

· Jandt، Fred E.( 1995 ) ، Intercultural Communication : An Introduction، Sage.

· Martin، Richard C.. (Editor) (1985 ). Approaches to Islam in Religious Studies. The University of Arizona.

· Nasr ، Seyyed Hussein(1972 )، Ideals and Realities of Islam، Beacon Press، Boston.

· Prosser، Michael H. (1978)، Intercultural Communication Theory and Research، in B.D Ruban، Communication، Yearbook 2، pp 335 _ 350، New Brunswide، NJ، Tranaction Press.

· Somovar، Larry A. and Richard E. Porter (1995)، Communication Between Cultures، USA، Wadsworth.

· The Encyclopedia of Islam، New Edition، Brill، Leiden، 1986 - 2000

· Wiseman، Richard L. (Editor) (1995). Intercultural Communication Theory، Sage Publications.

 منبع: علوم انسانی » پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع) » زمستان 1381 - شماره 16

ثبت شده توسط : احمد مهدیه

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.