Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 18992
تاریخ انتشار : 15 آذر 1391 11:11
تعداد بازدید : 1062

جنگ رسانه ها را واگذار نکنيم

آقای سعيد مستغاثي منتقد و مدرس سینما و تلویزیون در مقاله "جنگ رسانه ها را واگذار نکنيم" به اقتضائات جدید جنگ سایبری و مدرن می پردازد.

آقای سعيد مستغاثي منتقد و مدرس سینما و تلویزیون در مقاله "جنگ رسانه ها را واگذار نکنيم" به اقتضائات جدید جنگ سایبری و مدرن می پردازد.

گويا اين حکايت رسانه هاي امروز دنيا است که هوش و گوش جهانيان را در اختيار دارند و روز را شب و شب را روز جلوه مي دهند. شبکه هاي تلويزيوني که به قول ادوارد مورو در فيلم شب بخير ، و موفق باشي : ...اگر پنجاه يا صد سال بعد، مورخاني باشند و اگر يک هفته از برنامه هاي ضبط شده هر سه شبکه بزرگ سالم مانده باشد، آن مورخين با تصاويري سياه و سفيد و شايد هم رنگي رو به رو مي شوند که شاهدي است بر انحطاط ، واقع گريزي و جدايي از واقعيات دنيايي که در آن زندگي مي کنيم...تلويزيون بيشتر استفاده مي شود تا حواس ما پرت بشود، فريب بخوريم، سرگرم بشويم و جدا بمانيم

شبکه هاي تلويزيوني امروز دنيا براي سرگرم کردن مخاطبانشان به هر دنائتي دست مي زنند تا به راحتي بتوانند بر حقايق و واقعياتي که پيرامونشان در جريان است ، سرپوش بگذارند، تاريخ را تحريف کنند و گرگ را گوسفند مي نمايانند. اين شبکه هاي تلويزيوني شومني مانند جري اسپرينگر مي خواهند تا در نابساماني هاي خانوادگي، مردم را مثل گلادياتورهاي قرون اوليه به جان يکديگر بيندازد که ديگران به جنگ تراژيک آنان بخندند. اين تلويزيون ها امثال لري کينگ را مي خواهند تا در بحث بحران لبنان بر يک تاريخ جنايات اسراييل سرپوش بگذارد و مقصر فجايع اخيرش را ، تحريک حزب الله لبنان بداند. نمي دانم چرا هيچ کس از اين به اصطلاح ژورناليست ها و روساي سياستمدارشان سوال نمي کند که اگر اسراييل آنقدر وحشي و ددمنش است که با يک تحريک کوچک ، عالمي را به خاک و خون مي کشاند ، چرا به سراغ علت نمي روند و فکري به حال عامل اصلي اين توحش نمي کنند و همواره مراقبند و از اين موضوع در هراسند که نکند کسي يا چيزي اين حيوان وحشي را تحريک کند؟!! چرا هيچ کس ، هيچ سازمان و کميسيون بين المللي چه ازنوع حقوق بشرش و چه از مدل شوراي امنيتش نمي تواند اين جانور را ولو به زبان محکوم نمايد؟

از نگاه اين تلويزيون ها، همه تقصيرها متوجه حزب الله لبنان است. آنها نمي گويند در سال 1982 که حزب الله وجود نداشت ، چرا اسراييل لبنان را به قبرستاني بدل ساخت. نمي گويند در سال 1975 که هنوز نظام جمهوري اسلامي تاسيس نشده بود و بهانه تحريک ايران در ميان نبود و رژيم شاه از دوستان نزديک اسراييل به شمار مي آمد چرا رژيم صهيونيستي به لبنان حمله کرد و در شهرهاي مختلفش قتل عام به راه انداخت.

و براي بحران امروز هم آنان هرگز تحليل نمي کنند که چرا در موشک باران خاک اسراييل توسط حزب الله کمترين کشته و آنهم از نظاميان گزارش مي شود ، اما در بمباران هاي اسراييل بيشترين کشته ها آنهم از زنان و کودکان خبر داده مي شود. در تحليل هاي آنها هيچگاه از اين گزارشات ، نگاه انساني و اخلاقي حزب الله و ديدگاه شيطاني و غير انساني اسراييل در جنگ نتيجه گرفته نمي شود. در گزارشات اين تلويزيون ها مرتبا تصاويري از آوارگي و ترس و وحشت خانواده هاي اسراييلي پخش مي شود ولي از فجايع لبنان خبري نيست. آنها بي شرمانه مي گويند البته اسراييل هم نبايد اينچنين بمباران مي کرد ولي مقصر اصلي حزب الله لبنان است که او را تحريک کرد! آنها نمي گويند که اسراييل پس از عقب نشيني از لبنان برخلاف تعهدات بين المللي ، همچنان اسراي لبناني را نگاه داشت و هم اکنون هزاران اسير لبناني در اختيار دارد. (براستي در مقابل اين هزاران ، آن دو اسير اسراييلي چه محلي از اعراب دارند ؟) اين تلويزيون ها و راديوها نمي گويند که اسراييل از همه سرزمين هاي لبنان هم عقب ننشست و به بهانه اينکه بخشي از مزارع لبناني ها را از سوريه گرفته بوده ، آن زمين ها را ترک نکرد و نه به سوريه تحويل داد و نه به لبنان !!

بسياري از واقعيات ديگر هم در اين تلويزيون هاي بازيچه دست سرمايه داران و صاحبان کمپاني ها و شرکت هاي بزرگ آمريکايي و اسراييلي پنهان مي شود و در پايان آنکه بدهکار مي شود ملت لبنان و فلسطين است !!!

انگار اين صهيونيست ها نبوده و نيستند که در طول حدود 60 سال از زمان تاسيس دولت اسراييل (که با اشغال زمين هاي اعراب و بيرون راندن آنها همراه بود) جنايات بي حسابي را در حق ملت فلسطين مرتکب شده و مي شوند. و متاسفانه نسل امروز به دليل محاصره شدن از سوي اين رسانه ها و تلويزيون ها ، از بسياري واقعيات تاريخي بي خبر است. اما رسانه ها و تلويزيون هاي بي طرف و آزاديخواه و با وجدان بايد براي اين نسل ، حقايق فراموش شده را بازگو کنند. بگويند که بسياري از دانشمندان و نويسندگان معروف يهودي با نفرت و انزجار فجايع سازمان هاي تروريستي يهود در جريان تشکيل دولت اسراييل را اعلام کردند. آلبرت اينشتين ، دانشمند بزرگ يهودي ، وجود دولت صهيونيستي را شرم آور و نفرت انگيز خواند و در کتابي در اواخر عمرش تحت عنوان سالهاي آخر زندگيم نوشت :

...من توافق با اعراب براساس زندگي مسالمت آميز را به ايجاد يک کشور يهودي ترجيح مي دهم. ملاحظات عملي به کنار ، آنچه من از ماهيت اصلي يهوديت مي دانم ، با ايده يک کشور يهودي با مرزهاي مشخص ، ارتش و قدرت دنيوي و فاني نمي خواند...

دانشمند ديگر يهودي مارتين بوبر هم اعمال صهيونيست ها را در فلسطين با نازي ها مقايسه کرده و گفت که رهبران صهيونيست ، اعمال هيتلر را سرمشق خود قرار داده اند! او ضمن شرح آوارگي صدها هزار عرب فلسطيني نوشت :

...مسئوليت ما در قبال پناهندگان بيچاره عرب که شهرهايشان را اشغال کرده ايم و يهوديان سرزمين هاي ديگر را در آنها اسکان داده ايم ، بسيار عظيم است..اعرابي که خانه هايشان را به ارث برده ايم . برزمين هايشان کشت و زرع مي کنيم ، ميوه هاي باغها و تاکستان ها يشان را جمع آوري مي کنيم و در شهرهايي که از آنها غصب کرده ايم مدرسه و نماز خانه و مراکز خيريه ساختهايم و مدام لاف از اين مي زنيم که ما مردم کتاب مقدس و روشنايي ملت ها هستيم!

شايد نسل امروز اطلاع نداشته باشد و غوغاي رسانه ها هم مجال يافتن حقيقت را به او ندهد اما اين نسل بايد بداند که چگونه دولت اسراييل با توطئه انگليس و با استفاده از تشکيلات نظامي صهيونيست ها که طي 3 سال بعد از جنگ دوم جهاني (1945 تا 1948) قدرت گرفته بود ، هنگامي که با طرح قبلي ، ناگهان نيروهاي انگليسي سرزمين فلسطين را ترک کردند ، تشکيل شد. اين نسل بايد بداند که طي آن سالها سازمان هاي تروريستي صهيونيست ها از جمله سازماني به نام ايرگون به رهبري مناخيم بگين قدرت يافته و عمليات تروريستي وسيعي را عليه اعراب انجام دادند تا آنها را از سرزمين هاي خود برانند. ايرگون خود اعتراف کرده که طي سالهاي 1945 تا 1948 (سال تشکيل دولت فلسطين) بيش از 200 فقره عمليات تروريستي انجام داده که فقط در يکي از آنها ، انفجار هتل کينگ ديويد در بيت المقدس بيش از 100 نفر کشته شدند. نسل جديد بايد بداند که همين سازمان ايرگون کمتر از يکماه قبل از تشکيل دولت اسراييل در وحشيانه ترين عمليات خود در آوريل 1948 سکنه روستاي ديرياسين در نزديکي بيت المقدس را قتل عام کرد. در اين فاجعه که مناخيم بگين در خاطراتش با غرور و افتخار از آن ياد مي کند، 254 زن و مرد و کودک عرب کشته شدند که از آن جمله 137 زن و بين آنها 25 زن حامله بودند. همين مناخيم بگين است که در سال 1979 ، جايزه صلح نوبل را از آکادمي سلطنتي سوئد دريافت مي کند!!

نسل امروز بايد بداند که از زمان تشکيل دولت اسراييل ، بارها و بارها نيروهاي نظامي اين کشور ساکنان آواره اردوگاههاي فلسطيني را قتل عام کردند ، از فاجعه کشتار روستاي کفرقاسم (که 56 روستايي بي خبر از اعلام حکومت نظامي را هنگام بازگشت از سرکار اعدام کردند) تا کشتار پناهندگان اردوگاه تل زعتر در اوت 1976 که پس از 52 روز محاصره و قطع آب و برق ، همه اردوگاه را به خاک و خون کشيدند تا فجايع اردوگاههاي صبرا و شتيلا و...و تا همين امروز که پناهگاه زنان و کودکان در روستاي قانا لبنان را با خاک يکسان مي کند. اين نسل بايد بداند که نزديک به 20 سال پس از شکل گيري دولت اسراييل و جنايات بيشمارش ، در سال 1965 براي نخستين بار مقاومت فلسطين شکل گرفت و پيش از آن در واقع در طول 17 سال رژيم صهيونيستي هرآنچه که خواست بدون کمترين مقاومت به سر فلسطينيان آورد. نسل جديد بايد بداند که برخلاف تبليغات جهاني ، ورود و جنگ اسراييل در لبنان براي نخستين بار به طور رسمي در سال 1975 (يعني 4 سال پيش از انقلاب اسلامي) انجام شد و ارتش رژيم صهيونيستي به بهانه پناهندگي فلسطينيان در لبنان ، جنوب و شمال و مرکز اين کشور از جمله بيروت را به خاک و خون کشانيد و مزدوران خود را تحت عنوان فالانژيست (يک نيروي شبه نظامي نامشخص) بر بخش هاي وسيعي از اين کشور حاکم ساخت تا در غياب سربازان اسراييل ، مردم لبنان از جنايات آنها بي بهره نباشند. در آن روز هيچ کشور غربي يا سازمان ملل به حضور اين نيروهاي مزدور اعتراض نکرده و خواستار خلع سلاح آنها نشدند. و فالانزيست ها تا آنجا که مي توانستند کشتند و اسير گرفتند و در مقابل حقوق مردم ايستادند و جاي پاي صهيونيست ها را مستحکم ساختند ، از جمله گروگان گرفتن 4 ديپلمات ايراني در سال 1361 که هنوز از سرنوشت آنها خبري در دست نيست. آنوقت در رسانه هايشان تبليغ مي کنند که ايران چه تضاد منافعي با اسراييل دارد؟!! چه راحت بر همکاري هاي اسراييل با رژيم شاه سرپوش مي گذارند که با تجهيز و آموزش خشن ترين رفتارها و شکنجه ها به مامورين ساواک و پليس شاه ، هزاران نفر از پاکبازترين مبارزين ايراني را به مسلخ بردند. که با تمام توان براي قتل و غارت افزونتر سرزمين ايران ، رژيم شاه را حمايت کرد. که همواره در کنار دشمنان ملت ايران و عليه اين مردم ايستاد. شايد اکنون در غوغاي دمکراسي خواهي شيطان بزرگ يعني آمريکا همه آن واقعيات رنگ باخته باشد ولي زماني که فضاي خبر رساني اينقدر مه گرفته و آلوده نبود، هيچ مبارز و انقلابي و انسان آزاده و آزاديخواهي در جهان وجود نداشت که رژيم اسراييل را به دليل سوابق و کارنامه سياهش ، دشمن خود نپندارد و در کنار مبارزان فلسطيني قرار نگيرد.

نسل امروز بايد بداند که در حالي آمريکا و اسراييل و ساير کشورهاي غربي بر اجراي قطعنامه 1559 شوراي امنيت سازمان ملل جهت خلع سلاح حزب الله تاکيد دارند که کشور اسراييل از سال 1967 تا امروز بيش از 1000 قطعنامه اين سازمان را ناديده گرفته (از جمله قطعنانه 242 و عقب نشيني از سرزمين هاي اشغالي) و آمريکا با نفوذش مانع از صدور صدها قطعنامه ديگر عليه اسراييل شده است!!!جنگ رسانه ها نبايستي به سود تلويزيون هاي بازيچه، سمت و سو يابد. تلويزيون هاي آزاديخواه و بي طرف بايستي از حزب الله لبنان درس ها بياموزند و آن درس ها را براي نسل هاي آينده بازگو کنند.

ثبت شده توسط : احمد مهدیه

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.